<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rdf:RDF xmlns="http://purl.org/rss/1.0/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel rdf:about="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/">
	<title>خشت اول</title>
	<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/</link>
	<description></description>
	<dc:language>fa-IR</dc:language>
	<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>
	<items>
		<rdf:Seq>
					<rdf:li rdf:resource="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7"/>
				</rdf:Seq>
	</items>
</channel>

<item rdf:about="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت">
	<title>قله های موفقیت</title>
	<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت</link>
	<dc:date>1403-05-16T22:52:00Z</dc:date>	<dc:creator>فرشته های کوچک من</dc:creator>
	<dc:subject>خاطرات</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;قدم به قدم که به آن ها نزدیک و نزدیک تر می شوم قلبم برایشان تندتر می زند. جشن شکوفه ها برای غنچه های گلی که نیاز به مراقبت های همه جانبه دارند تا در باغ دانش و دانایی شکوفا شوند. می دانم مسیر بس طولانی و دشوار است تا کمی دلهره می گیرم نگاهم را سریع گره به نگاه های معصومانه ی غنچه های می زنم، قلبم آرام می شود. چون می دانم با توکل به خدا با دست های کوچک اما پرمهر و معصومانه ی غنچه هایم می توانیم تا قله های موفقیت پیش برویم. و این جشن آغازیست برای یک سال تلاش و موفقیت و عشق ورزیدن.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>قدم به قدم که به آن ها نزدیک و نزدیک تر می شوم قلبم برایشان تندتر می زند. جشن شکوفه ها برای غنچه های گلی که نیاز به مراقبت های همه جانبه دارند تا در باغ دانش و دانایی شکوفا شوند. می دانم مسیر بس طولانی و دشوار است تا کمی دلهره می گیرم نگاهم را سریع گره به نگاه های معصومانه ی غنچه های می زنم، قلبم آرام می شود. چون می دانم با توکل به خدا با دست های کوچک اما پرمهر و معصومانه ی غنچه هایم می توانیم تا قله های موفقیت پیش برویم. و این جشن آغازیست برای یک سال تلاش و موفقیت و عشق ورزیدن.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول">
	<title>سرمشق اول</title>
	<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول</link>
	<dc:date>1402-04-01T23:59:00Z</dc:date>	<dc:creator>فرشته های کوچک من</dc:creator>
	<dc:subject>خاطرات</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;در روز اول مدرسه، جشن شکوفه ها برای فرشته های کوچکم بود، من در حالی که به مدرسه می‌رفتم، با هیجان و شادی فراوان پر شده بودم. دیدار با دانش‌آموزان جدید، برای من همیشه یک لحظه‌ی خاص و مهم بوده است. هنگامی که برای اولین بار آن ها را می دیدم قند در دلم آب می شد. اکثر دانش‌آموزان با خنده و شادی، که مهمان چهره کوچک و نازشان بود من را تماشا می کردند. من هم از همان اول یک لبخند عمیق و پرمعنا را مهمان گوشه ی لبم می کردم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این میان، دانش‌آموزانی هم بودند که انگار خیلی حال و حوصله ی مدرسه را نداشته اند.&amp;nbsp; من در حالی که با تک تک آن ها احوال پرسی می کردم، آنان را به آغوش می کشیدم و مهربانی را از همان ابتدا سرمشق اولشان قرار می‌ دادم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ادامه دارد &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>در روز اول مدرسه، جشن شکوفه ها برای فرشته های کوچکم بود، من در حالی که به مدرسه می‌رفتم، با هیجان و شادی فراوان پر شده بودم. دیدار با دانش‌آموزان جدید، برای من همیشه یک لحظه‌ی خاص و مهم بوده است. هنگامی که برای اولین بار آن ها را می دیدم قند در دلم آب می شد. اکثر دانش‌آموزان با خنده و شادی، که مهمان چهره کوچک و نازشان بود من را تماشا می کردند. من هم از همان اول یک لبخند عمیق و پرمعنا را مهمان گوشه ی لبم می کردم.&nbsp;</p>

<p>در این میان، دانش‌آموزانی هم بودند که انگار خیلی حال و حوصله ی مدرسه را نداشته اند.&nbsp; من در حالی که با تک تک آن ها احوال پرسی می کردم، آنان را به آغوش می کشیدم و مهربانی را از همان ابتدا سرمشق اولشان قرار می‌ دادم.</p>

<p>ادامه دارد &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7">
	<title>رسالت</title>
	<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7</link>
	<dc:date>1402-03-26T12:22:00Z</dc:date>	<dc:creator>فرشته های کوچک من</dc:creator>
	<dc:subject>بدون موضوع</dc:subject>
		<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از آن روزی که فهمیدم معلم شدم‌، چندین بار سجده ی شکر رفتم. از خوشحالی دلم می خواست بال در بیاورم و پرواز کنم. &lt;br /&gt;همیشه از خداوند می خواستم اگر رفتن در این مسیر بزرگ و با ارزش به صلاح من هست آن را برایم برگزیند. &lt;br /&gt;حالا من برای این راه برگزیده شده ام پس تمام تلاشم را باید به کار ببندم تا رسالتم را کامل انجام بدهم. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">از آن روزی که فهمیدم معلم شدم‌، چندین بار سجده ی شکر رفتم. از خوشحالی دلم می خواست بال در بیاورم و پرواز کنم. <br />همیشه از خداوند می خواستم اگر رفتن در این مسیر بزرگ و با ارزش به صلاح من هست آن را برایم برگزیند. <br />حالا من برای این راه برگزیده شده ام پس تمام تلاشم را باید به کار ببندم تا رسالتم را کامل انجام بدهم. </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>
</rdf:RDF>
