<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>خشت اول</title>
		<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>قله های موفقیت</title>
						<description>&lt;p&gt;قدم به قدم که به آن ها نزدیک و نزدیک تر می شوم قلبم برایشان تندتر می زند. جشن شکوفه ها برای غنچه های گلی که نیاز به مراقبت های همه جانبه دارند تا در باغ دانش و دانایی شکوفا شوند. می دانم مسیر بس طولانی و دشوار است تا کمی دلهره می گیرم نگاهم را سریع گره به نگاه های معصومانه ی غنچه های می زنم، قلبم آرام می شود. چون می دانم با توکل به خدا با دست های کوچک اما پرمهر و معصومانه ی غنچه هایم می توانیم تا قله های موفقیت پیش برویم. و این جشن آغازیست برای یک سال تلاش و موفقیت و عشق ورزیدن.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/قله-های-موفقیت</link>
							</item>
				<item>
			<title>سرمشق اول</title>
						<description>&lt;p&gt;در روز اول مدرسه، جشن شکوفه ها برای فرشته های کوچکم بود، من در حالی که به مدرسه می‌رفتم، با هیجان و شادی فراوان پر شده بودم. دیدار با دانش‌آموزان جدید، برای من همیشه یک لحظه‌ی خاص و مهم بوده است. هنگامی که برای اولین بار آن ها را می دیدم قند در دلم آب می شد. اکثر دانش‌آموزان با خنده و شادی، که مهمان چهره کوچک و نازشان بود من را تماشا می کردند. من هم از همان اول یک لبخند عمیق و پرمعنا را مهمان گوشه ی لبم می کردم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این میان، دانش‌آموزانی هم بودند که انگار خیلی حال و حوصله ی مدرسه را نداشته اند.&amp;nbsp; من در حالی که با تک تک آن ها احوال پرسی می کردم، آنان را به آغوش می کشیدم و مهربانی را از همان ابتدا سرمشق اولشان قرار می‌ دادم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ادامه دارد &amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;&amp;#8230;..&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/سرمشق-اول</link>
							</item>
				<item>
			<title>رسالت</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از آن روزی که فهمیدم معلم شدم‌، چندین بار سجده ی شکر رفتم. از خوشحالی دلم می خواست بال در بیاورم و پرواز کنم. &lt;br /&gt;همیشه از خداوند می خواستم اگر رفتن در این مسیر بزرگ و با ارزش به صلاح من هست آن را برایم برگزیند. &lt;br /&gt;حالا من برای این راه برگزیده شده ام پس تمام تلاشم را باید به کار ببندم تا رسالتم را کامل انجام بدهم. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://kheshteaval.kowsarblog.ir/رسالت-7</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
